قاب اول . از سر ظهر همه در تلاشند تا آقا مهدی را به این سوی آب بیاورند. هرکس میرود دست خالی بر میگردد. هر کس با بیسیم تماس میگیرد قبل از آنکه خواستهاش را بگوید، آقا مهدی پیش دستی میکند و چیزی میگوید. بیسیم که قطع میشود گوینده تازه یادش میافتد بیسیم زده بود تا آقا مهدی را برای آمدن به این طرف ترغیب کند!
کنار بیسیم نشستهام و اتفاقات آن سوی آب را از طریق بیسیم پیگیری میکنم. دوباره از قرارگاه با آقا مهدی تماس میگیرند. صدایی که آنسوی بیسیم صحبت میکند شبیه صدای برادر عزیز جعفری(۱) - از فرماندهان قرارگاه - است.
- شما آنجا چکار میکنید؟ برگرد عقب!
لحنش به ناراحتی آغشته است. آقا مهدی به آرامی جوابش را میدهد.
- چشم!
ارتباط قطع میشود و لحظاتی بعد دوباره بیسیم به صدا در میآید.
- پس چی شد؟ بیا این طرف آقا مهدی. یکی از بچهها را میفرستیم تو را توجیه کند!
لحن آقا مهدی مثل دفعه قبل آرام نیست.
- ما خودمان میدانیم چکار میکنیم.
- آخر شما آنجا چکار میکنید؟
- برادر من! تکلیف من این است که با نیروهایم در خط باشم حالا هم دارم به تکلیف خودم عمل میکنم.
(طیب شاهینی)
قاب دوم . حاجی بشر دوست و برادر عزیز جعفری - فرماندهان قرارگاه - در بیسیم میخواهند که مهدی را به عقب بیاوریم. پیام قرارگاه را بوسیله بیسیم به آقا مهدی میرسانم ولی خبری نمیشود. سوار قایق میشوم و به آنسوی دجله میروم. تا مرا میبیند عصبانی میشود.
- مگر من به تو نگفتم که نباید به این طرف بیایی؟ تو اینجا چکار میکنی؟ برگرد برو آنطرف!
چنان عصبانی میشود که یادم میرود برای چه به آنطرف رفتهام و به این طرف بر میگردم. برای برگرداندن آقا مهدی به شرق دجله، قرارگاه به احمد کاظمی که از دوستان نزدیک آقا مهدی است متوسل میشود. احمد در بیسیم آقا مهدی را صدا میکند و آقا مهدی بر خلاف انتظار جواب میدهد.
- آقا مهدی! تصمیمات جدیدی گرفته شده، باید با شما صحبت کنم، بیا این طرف. کارهای زیادی داریم... آخه تو آنجا چکار میکنی؟!
صحبت احمد کاظمی که قطع میشود صدای خسته آقا مهدی از پشت بیسیم بر میخیزد.
- احمد! این طرف من چیزهایی میبینم که شما نمیبینید... اگر بیایی برای همیشه پیش هم هستیم.
من گیج و منگ در این طرف به صحبتهای آقا مهدی گوش میدهم. همه تلاش میکنند او را به این سوی آب بیاورند و او به تنهایی همه را به آن طرف میخواند... (مصطفی مولوی)
(۱) سردار عزیز جعفری فرمانده حال حاضر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.
(منبع: "خداحافظ سردار" نوشته سید قاسم ناظمی، چاپ چهارم، ص ۲۱۶ - ۲۱۴ با تلخیص)
+
نوشته شده در دوشنبه 1388/02/07 19:28 توسط تبریزی
|