تبليغاتX
شهید آقا مهدی باکری - بی اعتنا به آتش دشمن




(نقل‌ها از: جمشید نظمی و علی پورفاخر)

به همراه آقا مهدی در کنار سیل بند نشسته‌ام. آقا مهدی به خود مشغول است. صدایم می‌کند، سر بلند می‌کنم و می‌بینم با من نیست. لبهایش تکان می‌خورد و متوجه می‌شوم که ذکر می‌گوید. اعتنایی به آنچه در اطرافش می‌گذرد ندارد. پشت سیل بند احساس نا امنی می‌کنم. روبرویمان آب است، پشت سرمان سیل بند و سقفمان آسمان. به آقا مهدی می‌گویم: "اینجا امن نیست! اجازه بدهید جایی پیدا کنیم و شما آنجا باشید." تبسمی می‌کند و می‌گوید: "بنشین همینجا! سر پناه ما خداست." برخلاف ما که در فکر و هول هستیم آقا مهدی آرام و با طمأنینه نشسته و هیچ توجهی به اطراف ندارد. آتش شدت می‌گیرد. از بالای سیل بند دید می‌زنم...
عراقی‌ها با آرایشی منظم به پیش می‌آمدند و از دور می‌شد فهمید که نیروهای تازه نفسی را بکار گرفته‌اند. تانکها به ردیف به پیش می‌آمدند و نیروها پشت سرشان پناه گرفته‌ بودند. عده زیادی از نیروهایی که در این سوی دجله بودند شهید و مجروح شده‌ بودند و تنها آرپی‌جی زن ما خود آقا مهدی بود. گرچه می‌دانستیم که به محاصره افتاده‌ایم ولی حضور آقا مهدی در جمع اندک ما روحیه بچه‌ها را زنده نگه می‌داشت. آقا مهدی گرچه خسته بود و بی‌خوابی امانش را بریده بود ولی به شدت مقاومت می‌کرد. از گوشه خاکریز بر می‌خواست، آرپی‌جی را شلیک می‌کرد و به گوشه‌ای دیگر می‌رفت... (ادامه دارد)

(منبع: "خداحافظ سردار" نوشته سید قاسم ناظمی، چاپ چهارم، ص ۲۱۴ -  ۲۱۳ با تلخیص)
 

پی‌نوشت مانند یک: عجبا از انسانی که استعداد لقاء پروردگار در او بوجود آمده. تنهایی آقا مهدی در لحظات نزدیک به شهادتش، تنهایی سید الشهدا (ع) در کربلا را در ذهن تداعی می‌کند. به دور از احساسات و فارغ از تعلق قلبی‌ای که به آقا مهدی دارم معتقدم وجود چنین شباهتی را توأم با حکمت ندیدن، از سر بی‌خبری است. از عارف بالله مرحوم شیخ جعفر آقا مجتهدی (ره) جمله‌ای نقل شده که جسارتم را برای اصرار بر صدق این مطلب بیشتر می‌کند. ایشان به کسی قریب به این مضمون فرموده بودند که "در وجود عاشق باید رنگی از معشوق مشاهده شود و الا پیداست در عشقش صادق نبوده." فتأمل!

پی‌نوشت مانند دو: محض ریا، عصر جمعه رفته بودم گلزار شهدا. خیلی اتفاقی! گلزار شهدای تبریز مزار تعداد زیادی از شهدای لشگر عاشوراست که عده‌ای از آنها در کنار آقا مهدی در شرق دجله به شهادت رسیده‌اند. عجیب است! چشمت که به عبارت "محل شهادت، شرق دجله" روی سنگ مزارشان می‌افتد حقیقتاً فکر می‌کنی به زیارت آقا مهدی آمده‌ای. ولی از خود آقا مهدی جز تابلوی بزرگی که نیمرخی زیبا از چهره مؤمنانه او را نشان می‌دهد و زینت بخش آن فضا شده اثر دیگری نمی‌یابی. با اینکه می‌دانی آقا مهدی مزار ندارد و از قلم شهید آوینی هم صد بار خوانده‌ای که "عجبا از این عقل باژگونه که ما را در جستجوی شهدا به قبرستانها می‌کشاند!" در عجبی که باز بین قبوری که رویشان حک شده "محل شهادت، شرق دجله" چشمت دنبال مزار آقا مهدی می‌گردد. زهی خیال باطل! دست کسی به جنازه‌اش هم نرسید... جز آن گلوله آرپی‌جی!

+ نوشته شده در شنبه 1388/01/29 5:20 توسط تبریزی |


X

چشم تو خورشـــید را بر نمی‌تابد پس بیهـــوده چشـم در خورشیـد مدوز. سهم تـــــو از خورشــید آن است که در آینه می‌بینـی
اما روزگار آینه‌ها نیز سپری گشته است. آینه‌های شکست گرفته و هزار تکه هر یک به قد خویــــــش قدری نــــــور می‌تابنـــد و هر یک به قدر خویش پاره‌ای از خورشــید را حکایت می‌کنند



صفحه نخست
پست الکترونیک



دوستــانی که در مشاهده وبلاگ با مشکل مواجه هستند (مخفی شدن انتهـــــای سطـرها زیر این ستون) برای رفع مشـکل، میزان رزولوشن مونیتـور خود را به 1024 در 768 تغییر بدهند. ممکن است با این کار، سایز فونت‌ها قـــــدری ریزتر شود. این مشـکل مربوط به نـوع قالب وبلاگ است که بابت آن از دوستان عذرخواهی می‌کنم


آرشیو


آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387


برداشت شما چیست؟


برای شرکت در مسابقه کلیک کنید



یادها
!گمان می‌کنم می‌سوخت
!چهار کلمه هم چهار کلمه است
!این چه قرآن خواندنی است؟
!جنازه‌ام بدست نمی‌آید
جواب خدا
شدیداً به موعظه نیازمندم
حرف آخر را ایمان می‌زند
!بعد جنازه حمید ...
نیازی به این کار نبود
بچه‌های مردم
اذان آقا مهدی بر بالای دکل
حکم آنچه تو فرمایی
مهدی باکری مظهر غضب الهی
!سنگر را می‌دهی؟
مؤمن! کار، کار است
قرآنِ کوچکِ روی سجاده
سفارش امام خمینی (ره) در مورد آقا مهدی
آخرین سخنرانی شهید باکری
ای یومی من الموت افر
و جعلنا
زیر لب گفت چشم
!بلند شوید آقا مهدی رفت
از مقابل او باید گریخت
بسوی دجله
با آنها کار داریم
خیلی خسته‌ام
حالا وقت گذشتن از دجله است
رقصی چنین
او را باید در کام خطر جستجو کرد
!نقش زمین
بی خواب و خور
فرمانده لشگر را چه به این کارها؟
عاشورای مهدی باکری
رفتن بی بازگشت
آخرین تصویر شهید باکری
پا نگذاشتن شهید باکری روی جنازه عراقی‌ها
...اصغر - اصغر، مهدی
دیگر کسی نمانده است
طمأنینه عجیب شهید باکری
!دارید سرم کلاه می‌گذارید؟
تا آخرین نفس
از بچه‌های عاشورا تا سرباز آمریکایی
مردان آنسوی آب
بی اعتنا به آتش دشمن
دقایق آخر (1) - محاصره
دقایق آخر (2) - چیزهایی می‌بینم که شما نمی‌بینید
دقایق آخر (3) - دست و پای مهدی را ببندید و به عقب بیاورید
دقایق آخر (4) - شما تو سیاست دخالت نکنید
دقایق آخر (5) - خداحافظ سردار
وظیفه - کلامی از آقا مهدی
خودش را رفت رساند به دریا
نعمت همنشینی با مهدی
یکی از نادرترین طراحان تاکتیکی جنگ
(دوران دانشجویی (1
نمی‌دانستم تحصیلات عالیه دارد
از آقای شهردار تا قبضه‌چی خمپاره
ایشان آقای باکری‌اند
لازم است به ریش آدم بخندند
کجایند مردان بی ‌ادعا...؟
شهرداری و لباس شستن و پنهان کاری
(دوران دانشجویی (2
ما شهردار این شهریم باید بتوانیم جواب این مردم را بدهیم
آقا مهدی و پرورشگاه
شهرداری که با نفسش می‌جنگید
نگذاشت کسی باخبر شود
حرفهای پشت سر مهدی
فرمانده لشگر در مراسم زیارت عاشورا
تدبیر، دقت، بیت‌المال و آن سنگ
شجاعت آقا مهدی
نیم کردار باکری
اجازه نداریم بخوابیم
تحمید موقع شلیک آرپی‌جی
معتقدم او چند بار شهید شده
خشم آقا مهدی
لشگر خوبان

یادگاری‌های آقا مهدی
سالشمار زندگی
آلبوم عکس
صدای آقا مهدی
فیلم
وصیتنامه
دستخط ها
مدارک شناسایی
اوراقی از پرونده دانشجویی
در کلام رهبر


یادداشت‌های آزاد
گریزی وبلاگی از مجنون به غزه
برداشت شما چیست؟
!قابل توجه خوش پوش‌ها
و کان وعدا مفعولا
فحش آبدار
انی انا العباس اغدوا بالسقاء
حقیقت
!گلایه‌ای از آقای صدا و سیما
!باکری‌ها ضد ولایت فقیه‌اند
بجای آپ
اسفند عاشورایی 63
بر کرانه ازلی و ابدی حیات
دشت نفسهای‌مان سزاوار توپ‌های توست
برای مقام معظم رهبری
با اجازه احسان و آسیه
شبی که احمد شدم
اینجا هفته دفاع مقدس است
یادی از شهید نادر مهدوی و همرزمانش


همراهان
سید قاسم ناظمی
پیله
پروانگی
ابتدا
تلخک
راحت الحلقوم
اندر عوالم خودی
سمفونی باران در خلاء
حسین مداحی
جناب شیدا
الف‌های هرز
هلوع
می طهور
روح و ریحان
سبحان
عطای کثیر
خیبرشکن
شیفتگان خدمت
کشکول جوانی
زمزم دل
یادداشت‌های من
همه چیز از خدا و برای خدا
یک انسان نه چندان معمولی
نا آرام
بشری
الهدی
مولایم
حوریب
رخ اندیشه
شوق پرواز
زیباترین شکیب
دفترچه یادداشت
نسیمی از بهشت
در سایه‌سار معرفت
پشت مرزهای ممنوعه
!کمی تا قسمتی توهم
این خودمم
شمیم زهرا
سبوی تنهایی
یا حنان
نرگسی
طواف دل
بی قرار
امید منتظر
نون اول نامه
یک وجب دل
سه نقطه
آخرین دوران رنج
کنز
تا یوسفم از چاه بر آید
وبلاگ ایران اسلام
دم مسیحایی
سیصد و سیزده بهشتی
(طلبگی (خاطرات طلاب شهید
بزم عشاق
حرف دل
پلخمون
مشکوة
طراوت
زایر صفا
بیان
وبلاگ شهیدان
الف لام میم
تورجان
حاج علا
عرشیان
گذرگاه شیشه‌ای
شاسکولها به بهشت نمی‌روند
معلم شهید، همت
شهید احمد کاظمی
با همـــــه و دور از همـــه
کانال ماهی


لوگوی وبلاگ








لوگوهای‌ منتخب


پایگاه مقام معظم رهبری

بنیاد فرهنگی و خیریه نیمه شعبان مسجد آیت الله انگجی تبریز

مرکز اطلاع رسانی موسسه فرهنگی هنری شهید آوینی

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان

بچه‌های قلم

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر

شیفتگان خدمت - وبلاگی برای شهید بهشتی





Design by : Night Skin