|
| |
|
(نقلها از: یعقوب کریمی و جمشید نظمی) قاب اول: آقا مهدی با دو قبضه خمپاره ۶۰ غوغا کرده است. دشمن در زیر آتش نه چندان قدرتمند بچهها قسمتی از شهرک [حریبه] (۱) را ترک میکند. آقا مهدی تا فرار دشمن را میبیند میگوید: قاب دوم: دشمن قصد محاصره شهرک را دارد. سرعت عمل دشمن همه بچهها را غافلگیر کرده است. به همراه محمود دولتی(۲) به بچهها نهیب میزنیم: "تیراندازی کنید... چرا خودتان را باختهاید؟" بسیجی دلاوری همانجا به زانو مینشیند و با اولین موشک آرپیجی نفربر عراقی را به هوا میفرستد. بقیه تانکها در حالیکه با ما بیش از ۵۰ متر فاصله ندارند عقب نشینی میکنند. در همان حال آقا مهدی را میبینم که از طرف شهرک بسوی ما میآید. (منبع: "خداحافظ سردار" نوشته سید قاسم ناظمی، چاپ چهارم، ص ۲۱۰ - ۲۰۸ با تلخیص) (۱) شهرکی در نزدیکی اتوبان بصره - العماره در عراق. پینوشت یک: سالی که عراق به اشغال آمریکا درآمد، مجله آمریکایی Newsweek یک سرباز آمریکایی را بعنوان یکی از "ده مرد برتر سال" معرفی کرده بود. علت این انتخاب رشادتی بود که او در هنگام پیشروی با تانک بداخل خاک عراق بخرج داده بود. او چند لحظه سرش را بدون کلاهخود از داخل تانک بیرون آورده و با انگشت به جلو اشاره کرده بود! (تو فکرم که وبلاگی هم برای این سرباز آمریکایی راه بندازم!) پینوشت دو: ان الله یحب الذین یقاتلون فی سبیله صفاً کأنهم بنیانٌ مرصوص (صف - ۴) پینوشت سه: ایشان این کامنت را زینت پست ما کردند (متشکرم): "قرارگاه تاکتیکی بودیم. دوتا اسیر عراقی آوردند. تا آقا مهدی دیدشون گفت: به خدا اون یکی تیربارچی شونه. اولین کسی بود که آتیش رو شروع کرد. اون هم آقا مهدی رو شناخت. میگفت: این اولین نفرتون بود که اومد جلو!!!" + نوشته شده در شنبه 1388/01/22 20:21 توسط تبریزی |
|