تبليغاتX
شهید آقا مهدی باکری - سفارش امام است!




(نقل از مهدی فرجاد)

به قرارگاه رسیده بودیم. آقا مهدی را از خواب بیدار کردم. از ماشین پیاده شد... هنوز خواب‌آلود بود. مدتها بود که خیلی کم می‌خوابید. شب و روزش کار بود و کار. چشمهایش گود افتاده بود و بدنش لاغر شده بود. تنها٬ زمانی خواب با چشمای آقا مهدی آشنا می‌شد که داخل ماشین بود و می‌خواست به جای دوری برود.
به سنگر فرماندهی رسیدیم. من پشت سر آقا مهدی وارد سنگر شدم. برای اولین بار بود که من همراه آقا مهدی به داخل قرارگاه می‌رفتم و همانجا بود که آقا محسن رضائی را دیدم. جلسه ساعتها طول کشید و من در تمامی ساعات در کناری نشسته بودم. آقا محسن به آقا مهدی عجیب ابراز علاقه می‌کرد و دیگران نیز حرمتش را نگه می‌داشتند. من تازه متوجه جایگاه آقا مهدی در بین فرماندهان شده بودم... جلسه به پایان رسیده بود. آقا مهدی می‌خواست خداحافظی کند. آقا محسن او را به گوشه‌ای کشید و شروع به صحبت کرد. صحبت‌های آقا محسن را که من شنیدم چنین بود:
- آقا مهدی! امید همه ما توئی... شما خیلی باید تلاش کنید تا مأموریتتان بدون عیب و نقص اجرا شود. ضمناً مواظب خودت باش... ما را تنها نگذاری‌ها!
از قرارگاه خارج شدیم. در راه با کنایه پرسیدم: "بعضی‌ها را هم که خیلی تحویل می‌گیرند! مثل اینکه باز خبریه... نه آقا مهدی؟!" تبسمی چهره‌اش را روشن کرد.
- سفارش امام است!
- مگر امام چه سفارش کرده؟!
- یکروز به همراه فرماندهان جنگ به ملاقات امام رفته بودیم. من خیلی گریه کردم و از امام خواستم که "شما را بخدا دعا کنید تا من شهید بشوم!" در آن جلسه آقای خامنه‌ای رو به من کردند و گفتند: "شما یک نفر را مثل خودتان پیدا کنید تا ما لشکر عاشورا را به او بسپاریم بعد من از امام می‌خواهم که دعا کنند! آیا همچو کسی را سراغ دارید؟" بعد امام سفارش مرا کردند...

(منبع: "خداحافظ سردار" نوشته سید قاسم ناظمی٬ چاپ چهارم٬ ص ۱۱۸- ۱۱۷ با تلخیص)

 

پی‌نوشت یک: بزرگواری تذکر دادند که پست‌ها را بی پی‌نوشت نگذاریم. چشم!
فلذا پی‌نوشت دو: همین "بعضی‌ها" که کسی بعنوان جایگزین برایشان پیدا نمی‌شد و سفارششان به دیگران شده بود، فقط سی سال داشتند! بنده هم الان سی سال دارم!! اگر سی ساله شده‌اید که هیچ، مسلماً فهمیدید که یک من ماست چقدر دارد کره!! ولی اگر نشده‌اید زحمت بیخود برای فهمیدن نکشید! هرگز وانمود هم نکنید که فهمیدید!! هر وقت شدید، یکبار خودتان را بگذارید کنار آقا مهدی تا ببینید قد کدامتان بلندتر است؟!!!
ثُمّ پی‌نوشت سه: هفته بسیج به آنانکه کارت عضویت در نیروی مقاومت دارند و آنانکه ندارند، به آنانکه بسیجی جنگ دیده‌ هستند و آنانکه بسیجی جنگ ندیده‌اند، به آنانکه سر اطاعت برای تقدیم کردن دارند و آنانکه سری طلبکارند، به آنانکه مثل حاج همت بی‌سر رفتند و آنانکه مثل آقا مهدی چیزی ازشان باقی نماند٬ به آنانکه آنتی بسیج هستند ولی کارت عضویت گرفته‌اند چون فکر کرده‌اند که "تغاری بشکند ماستی بریزد، جهان گردد بکام کاسه لیسان" فلذا بسیجی معافیت از خدمت یا دو متر زمین هستند و به آنانکه بسیجی هستند و کارت نگرفته‌اند چون از سر سادگی فکر کرده‌اند با شهدا در روز قیامت روبرو خواهند شد، به آنانکه به آنها بسیجی ترمز بریده٬ بسیجی بی‌خطر و انواع دیگر بسیجی اطلاق می‌شود، به آنان که نمی‌خواهند سر به تن من باشد، خلاصه (این قسمت را با آهنگش بخوانید!) به خویشان به دوستان به یاران آشنا / به مردان تیز خشم که پیکار می‌کنند/ به آنانکه با قلم تباهی دهر را / به چشم جهانیان پدیدار می‌کنند، مبارکبــــــــــــــــاد!

+ نوشته شده در شنبه 1387/09/02 2:40 توسط تبریزی |


X

چشم تو خورشـــید را بر نمی‌تابد پس بیهـــوده چشـم در خورشیـد مدوز. سهم تـــــو از خورشــید آن است که در آینه می‌بینـی
اما روزگار آینه‌ها نیز سپری گشته است. آینه‌های شکست گرفته و هزار تکه هر یک به قد خویــــــش قدری نــــــور می‌تابنـــد و هر یک به قدر خویش پاره‌ای از خورشــید را حکایت می‌کنند



صفحه نخست
پست الکترونیک



دوستــانی که در مشاهده وبلاگ با مشکل مواجه هستند (مخفی شدن انتهـــــای سطـرها زیر این ستون) برای رفع مشـکل، میزان رزولوشن مونیتـور خود را به 1024 در 768 تغییر بدهند. ممکن است با این کار، سایز فونت‌ها قـــــدری ریزتر شود. این مشـکل مربوط به نـوع قالب وبلاگ است که بابت آن از دوستان عذرخواهی می‌کنم



لوگو







آرشیو


آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387



یادها
!گمان می‌کنم می‌سوخت
!چهار کلمه هم چهار کلمه است
!این چه قرآن خواندنی است؟
!جنازه‌ام بدست نمی‌آید
جواب خدا
شدیداً به موعظه نیازمندم
حرف آخر را ایمان می‌زند
!بعد جنازه حمید ...
نیازی به این کار نبود
بچه‌های مردم
اذان آقا مهدی بر بالای دکل
حکم آنچه تو فرمایی
مهدی باکری مظهر غضب الهی
!سنگر را می‌دهی؟
مؤمن! کار، کار است
قرآنِ کوچکِ روی سجاده
سفارش امام خمینی (ره) در مورد آقا مهدی
آخرین سخنرانی شهید باکری
ای یومی من الموت افر
و جعلنا
زیر لب گفت چشم
!بلند شوید آقا مهدی رفت
از مقابل او باید گریخت
بسوی دجله
با آنها کار داریم
خیلی خسته‌ام
حالا وقت گذشتن از دجله است
رقصی چنین
او را باید در کام خطر جستجو کرد
!نقش زمین
بی خواب و خور
فرمانده لشگر را چه به این کارها؟
عاشورای مهدی باکری
رفتن بی بازگشت
آخرین تصویر شهید باکری
پا نگذاشتن شهید باکری روی جنازه عراقی‌ها
...اصغر - اصغر، مهدی
دیگر کسی نمانده است
طمأنینه عجیب شهید باکری
!دارید سرم کلاه می‌گذارید؟
تا آخرین نفس
از بچه‌های عاشورا تا سرباز آمریکایی
مردان آنسوی آب
بی اعتنا به آتش دشمن
دقایق آخر (1) - محاصره
دقایق آخر (2) - چیزهایی می‌بینم که شما نمی‌بینید
دقایق آخر (3) - دست و پای مهدی را ببندید و به عقب بیاورید
دقایق آخر (4) - شما تو سیاست دخالت نکنید
دقایق آخر (5) - خداحافظ سردار
وظیفه - کلامی از آقا مهدی
خودش را رفت رساند به دریا
نعمت همنشینی با مهدی
یکی از نادرترین طراحان تاکتیکی جنگ
(دوران دانشجویی (1
نمی‌دانستم تحصیلات عالیه دارد
از آقای شهردار تا قبضه‌چی خمپاره
ایشان آقای باکری‌اند
لازم است به ریش آدم بخندند
کجایند مردان بی ‌ادعا...؟
شهرداری و لباس شستن و پنهان کاری
(دوران دانشجویی (2
ما شهردار این شهریم باید بتوانیم جواب این مردم را بدهیم
آقا مهدی و پرورشگاه
شهرداری که با نفسش می‌جنگید
نگذاشت کسی باخبر شود
حرفهای پشت سر مهدی
فرمانده لشگر در مراسم زیارت عاشورا
تدبیر، دقت، بیت‌المال و آن سنگ
شجاعت آقا مهدی
نیم کردار باکری
اجازه نداریم بخوابیم
تحمید موقع شلیک آرپی‌جی
معتقدم او چند بار شهید شده
خشم آقا مهدی
لشگر خوبان

یادگاری‌های آقا مهدی
سالشمار زندگی
آلبوم عکس
صدای آقا مهدی
فیلم
وصیتنامه
دستخط ها
مدارک شناسایی
اوراقی از پرونده دانشجویی
در کلام رهبر


یادداشت‌های آزاد
گریزی وبلاگی از مجنون به غزه
برداشت شما چیست؟
!قابل توجه خوش پوش‌ها
و کان وعدا مفعولا
فحش آبدار
انی انا العباس اغدوا بالسقاء
حقیقت
!گلایه‌ای از آقای صدا و سیما
!باکری‌ها ضد ولایت فقیه‌اند
بجای آپ
اسفند عاشورایی 63
بر کرانه ازلی و ابدی حیات
دشت نفسهای‌مان سزاوار توپ‌های توست
برای مقام معظم رهبری
با اجازه احسان و آسیه
شبی که احمد شدم
اینجا هفته دفاع مقدس است
یادی از شهید نادر مهدوی و همرزمانش


همراهان
سید قاسم ناظمی
پیله
پروانگی
ابتدا
تلخک
راحت الحلقوم
اندر عوالم خودی
سمفونی باران در خلاء
حسین مداحی
جناب شیدا
الف‌های هرز
هلوع
می طهور
روح و ریحان
سبحان
عطای کثیر
خیبرشکن
شیفتگان خدمت
کشکول جوانی
زمزم دل
یادداشت‌های من
همه چیز از خدا و برای خدا
یک انسان نه چندان معمولی
نا آرام
بشری
الهدی
مولایم
حوریب
رخ اندیشه
شوق پرواز
زیباترین شکیب
دفترچه یادداشت
نسیمی از بهشت
در سایه‌سار معرفت
پشت مرزهای ممنوعه
!کمی تا قسمتی توهم
این خودمم
شمیم زهرا
سبوی تنهایی
یا حنان
نرگسی
طواف دل
بی قرار
امید منتظر
نون اول نامه
یک وجب دل
سه نقطه
آخرین دوران رنج
کنز
تا یوسفم از چاه بر آید
وبلاگ ایران اسلام
دم مسیحایی
سیصد و سیزده بهشتی
(طلبگی (خاطرات طلاب شهید
بزم عشاق
حرف دل
پلخمون
مشکوة
طراوت
زایر صفا
بیان
وبلاگ شهیدان
الف لام میم
تورجان
حاج علا
عرشیان
گذرگاه شیشه‌ای
شاسکولها به بهشت نمی‌روند
معلم شهید، همت
شهید احمد کاظمی
با همـــــه و دور از همـــه
کانال ماهی


برداشت شما چیست؟


برای مشاهده نتایج و آثار رسیده کلیک کنید



لوگوهای‌ منتخب


پایگاه مقام معظم رهبری

بنیاد فرهنگی و خیریه نیمه شعبان مسجد آیت الله انگجی تبریز

مرکز اطلاع رسانی موسسه فرهنگی هنری شهید آوینی

مجمع وبلاگ نویسان مسلمان

بچه‌های قلم

مرکز اسناد انقلاب اسلامی

موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران

مؤسسه فرهنگی تحقیقاتی امام موسی صدر

شیفتگان خدمت - وبلاگی برای شهید بهشتی





Design by : Night Skin