(نقل از احمد بیرامی)
بالای دکل دیدهبانی نشسته بودم و تحرکات دشمن را زیر نظر داشتم که آقا مهدی آمد بالای دکل. بعد از سلام و احوالپرسی، "خسته نباشی!" گفت و پشت دوربین رفت و مدتی به عقبه دشمن نگاه کرد و سپس در کناری نشست و گفت:
- مؤمن! کاری که شما اینجا انجام میدهید بسیار با ارزش و با اهمیت است. از روی گزارش کار روزانه شماست که قرارگاه، برنامههای عملیاتی را طرح ریزی میکند. به کارتان اهمیت بدهید و دقت بیشتری بکنید.
آقا مهدی بعد از اینکه وضعیت تحرکات دشمن را از من پرسید، دکل را ترک کرد و به طرف یکی از سنگرها رفت.
یکی از دیدهبانها میگفت: "زمانی که من در کل بودم مواقع اذان که میشد، آقا مهدی به بالای دکل میآمد و اذان میگفت بیآنکه کسی او را بشناسد."
منبع: "خداحافظ سردار" نوشته سید قاسم ناظمی، چاپ چهارم، ص ۹۳
+
نوشته شده در شنبه 1387/08/11 16:30 توسط تبریزی
|